روزنامه مردمسالاري به مناسبت روز جهاني جهانگردي براي شناخت بيشتر جايگاه صنعت توريسم و يادآوري ارزش ها و فرصتهاي اين صنعت به سراغ سرپرست مرکز ايرانشناسي بين المللي جهاد دانشگاهي واحد علامه طباطبايي رفته و با پروانه پرچکاني، کارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي توريسم به گفت وگو پرداخته است.

به گزارش پارس توريسم، متن گفتوگوي پروانه پرچكاني، كارشناس ارشد برنامهريزي توريسم با روزنامه مردمسالاري به اين شرح است:
صنعت توريسم ايران در چه جايگاهي قرار دارد؟
اين سوال خيلي کلي است و بسته به اين که از چه ديدگاهي قضاوت شود پاسخ آن فرق ميکند. ولي در يک ديدگاه کلي صنعت توريسم ايران چون وابستگي شديدي به ديدگاه هاي سياسي و وضعيت اقتصادي کشور دارد هم در داخل ايران و هم خارج از ايران از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست و حتي مي توان گفت جايگاهي که قرار گرفته به هيچ وجه در شان ايران نيست. صنعت گردشگري در تقسيم بندي مهم ترين منابع درآمدزايي جهان، بعد از صنعت نفت و خودروسازي، مقام سوم را دارد ولي آيا صنعت توريسم ايران نيز از چنين جايگاهي يا نزديک به چنين جايگاهي برخوردار است. مسلما پاسخ منفي است و جايگاه صنعت توريسم ايران اصلا مطلوب و قابل مقايسه با قدمت و وفور منابع گردشگري آن نيست. کشور ما از منابع تاريخي، فرهنگي، مذهبي، طبيعي و ميراث معنوي بسيار با ارزشي برخوردار است ولي تا جاذبه شدن اين منابع و رسيدن به جايگاه واقعي صنعت توريسم ايران فاصله بسيار داريم و تا با يک برنامه ريزي مشخص و هدفمند حرکت نکنيم متاسفانه نمي توانيم به جايگاه مطلوبي در اين صنعت برسيم.
چه عواملي در جذب توريست نقش دارند؟
عوامل زيادي در جذب گردشگر در کشور ما نقش دارند که اولين و مهم ترين آن امنيت است. اين درست است که داخل کشور ما امن است وامنيت ايران قابل مقايسه با همسايگان نيست ولي هر قدر ما بر اين موضوع پافشاري کنيم تصويرهاي ارائه شده از همسايگان ما متاسفانه منطقه ما را در جرگه کشورهاي ناامن قرار مي دهد. ايران به خودي خود امن است و در اين هيچ شکي نيست ولي متاسفانه به لحاظ جغرافيايي در منطقه امني قرار نگرفته و جنگ عراق و افغانستان به قضاوت بد جوامع بين المللي درباره منطقه دامن زده است. تصور کنيد هر روز تصاوير جنگي و خشونت باري از عراق و افغانستان که در همسايگي ما قرار دارند; در تلويزيون هاي مهم جهان نمايش داده مي شود و در ذهن گردشگران جهان تصويرسازي مي شود. تصوير خشونت، خون و کشتار. خب مسلما اين تصاوير اصلا جذاب نيست و هرگز کشورهاي ناامن نمي توانند مقصد گردشگران باشند و صنعت توريسم ايران نيز در وهله اول تحت الشعاع اين تصويرسازي ها قرار گرفته است. البته در اينکه کشورهاي معاند با ايران نيز به اين ديدگاه ها دامن مي زنند و تلاش دارند اين منطقه را منطقه ناامني جلوه دهند، شکي نيست ولي ما از آنان توقعي نمي توانيم داشته باشيم وقتي که برخي از مسوولان و مديران ما بدون توجه به بازتاب سخنانشان در حوزه هاي مختلف به خصوص حوزه گردشگري اظهار نظرهاي نسنجيده مي کنند و در واقع غير مستقيم ديدگاه هاي غيرواقعي آنان درباره ايران را تاييد مي کنند. تصوير سازي به شدت تحت تاثير تبليغات داخلي و خارجي است. تبليغات ما در مقايسه با تبليغات ساير کشورها براي صنعت گردشگريشان بسيار ناچيز و درواقع صفر است. بازارهاي هدف ما در فصل هاي مختلف تعيين نشده اند و بازارهاي مشخص شده نيز بعضا غيرکارشناسي است. اين درست نيست که 5 سال پيش کميته اي بنشيند و تعيين کند که بازارهاي هدف ما فلان کشورها هستند وما 5 سال براساس يافته هاي قديمي; سياست جذب گردشگر اتخاذ کنيم و ديگر اين بازارها بررسي مجدد و به روزسازي نشود. واقعيت اين است که کشورهاي موفق در اين زمينه هر روز و بلکه هر ساعت در حال رصد کردن بازارهاي مختلف جهاني هستند. درست مثل صنعت بورس چرا؟ چون صنعت گردشگري "مهم ترين صادرات نامرئي جهان" است و هيچ صنعتي به اندازه گردشگري در شناساندن تاريخ، فرهنگ، آيين، شيوه زندگي و... نمي تواند چنين موثر عمل کند که هم درآمد زا باشد و هم به بهترين و ارزان ترين روش فرهنگ شما تبليغ شود. حال در اين ميان ببينيد ما در کجا قرار داريم و چه قدر تلاش مي کنيم؟ به طور مثال عيد فطر در عربستان 16 روز تعطيل است و مردم عربستان افراد متمولي هستند که به دليل فرهنگ اسلامي خود در کشورهايي مانند کشور ما بسيار راحت گردش مي کنند و به دليل موقعيت جغرافيايي خود از سواحل شمالي ما بسيار لذت مي برند ولي ما اصلا توجهي به اين بازار نداريم و تسهيلات لازم را در اختيار بخش خصوصي قرار نمي دهيم که در واقع تک مضراب هاي صنعت گردشگري ايران به همت آن ها نواخته مي شود.
نتيجه آن که کشور همسايه ما ترکيه همه اين گردشگران را به راحتي جذب مي کند و هر روز صنعت توريسم خود را پوياتر مي کند و صنعت گردشگري ما در لابلاي زونکن ها بايگاني مي شود. به طور کلي تبليغات موثر، رصد و تعيين مداوم بازارهاي هدف مي تواند نقش بسيار موثري در صنعت گردشگري کشورمان ايفا نمايد و اين صنعت را به جايگاه اصلي خود نزديک سازد.
تبليغات چه نقشي در جذب گردشگران داخلي و بين المللي دارد؟
همان طور که گفته شد تبليغات و بازاريابي سهم بسيار موثري در جذب گردشگران دارد. امروزه تبليغات حرف اول را مي زند. گزارش هاي سازمان جهاني جهانگردي حاکي از آن است که در سال 2014 درآمد خاورميانه از صنعت توريسم به عددي نزديک به 700 ميليارد دلار مي رسد. خب اين بسيار طبيعي است که بيشترين درآمد از اين عدد اعلام شده براي کشورهايي خواهد بود که در زمينه تبليغات و بازاريابي برنامه مشخص و مدوني داشته باشند و دلسوزانه منافع کشور خود را در نظر بگيرند و براي آن گام بردارند.
با توجه به اينکه آمار درستي از ميزان گردشگران داخلي و خارجي در ايران در دست نيست، اهميت آمار را چقدر مي دانيد و به نظر شما چگونه و توسط چه کسي آمار بايد به صورت دقيق تر تهيه شود؟
مسلم است که آمار اساس برنامه ريزي است. مثال ساده اين که شما تا وقتي ندانيد چند ميهمان داريد نمي دانيد در چه سطحي بايد از آنان پذيرايي کنيد و تا وقتي که برآوردي از ميهمانان خود نداشته باشيد امکان ارائه خدمات به آنها را نداريد. آمار در صنعت گردشگري دقيقا مصداق همين مثال ساده است. بر اساس آمار تعداد ميهمانان برآورد مي شوند و بر اساس برآورد برنامه تهيه مي شود خب طبيعتا آمار صحيح بايد توسط سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري ارائه گردد ولي بايد شاخص ها و استانداردهاي آمارهاي جهاني در محاسبات لحاظ شود نه چيزهايي شبيه نفر سفر و عبور صرف از مرز ايران يا يک شهر و .... طبيعي است که ما نمي خواهيم و نمي توانيم خودمان را گول بزنيم و با اعلام آمارهاي غلط علاوه بر برنامه ريزي غلط سرمايه هاي خود را به باد مي دهيم و در عين حال به صنعت توريسم کشور خود خيانت مي کنيم.
چرا علي رغم وجود پتانسيل هاي بسيار ايران در زمينه گردشگري، اين صنعت رشد قابل توجهي نداشته است؟
به نظر مي رسد در وهله اول ارادهاي بر اين امر وجود نداشته است و دليل آن ميتواند درآمد بي دغدغه صنعت نفت باشد. ترکيه کشور همسايه ما است و از منابع زيرزميني مانند ايران بي بهره است ولي ببينيد که با چه اراده اي توانسته اند با برنامه ريزي صحيح و تعيين درست بازارهاي هدف فقط از کشور ما چندين ميليون توريست داشته باشند؟ کشور امارات که از کشورهاي نزديک ما محسوب مي شود با وجود صنعت نفت و درآمد افسانه اي آن ولي ببينيد که باز هم از درآمد گردشگري چشم پوشي نمي کند و خود را در رديف جهارم مقصد کشورهاي جهان جا داده است. ايران چه کرده است؟ ما داعيه صدور فرهنگ ايراني - اسلامي خود را داريم و گردشگري بهترين، موثرترين و کم هزينه ترين بستر صادرات فرهنگ ماست ولي در عمل ناکارآمدترين سياست ها را اتخاذ کرده ايم و حتي مردم کشور خود را بازار هدف کشورهاي همسايه قرار داديم تا آنها همراه با صدور فرهنگ خود به گردشگران کشور ما رفاه اقتصادي براي مردم کشور خود به ارمغان بياورند و ما نظاره گر غمگين اين امر باشيم.
براي ارتقاي فرهنگ گردشگري چه کارهايي بايد انجام شود؟ فرهنگ ايرانيان را در قدرشناسي جاذبه هاي توريستي چقدر مي دانيد؟
مردم ايران بسيار فهيم هستند و تمامي آثار تاريخي، مذهبي و طبيعي خود را دوست دارند و به آن ارج مي نهند ولي به نظر مي رسد مواجهه درست با جاذبه هاي کشور را نياموختند و اين امر نياز به فرهنگ سازي دارد. ببينيد الان چه قدر برنامه هاي مختلف تلويزيوني از فوتبال، سياست و... پخش مي شود. تلويزيون ملي ما ساعت ها براي مخاطبان خود در زمينه هاي ياد شده وقت صرف مي کند ولي هيچ برنامه اي که در آن کارشناسان واقعي صنعت توريسم حضور داشته باشند و براي مردم از انواع سفر و آداب مواجهه با آثار تاريخي و مذهبي و فرهنگ سفرهاي دسته جمعي بگويند وجود ندارد. چندين برنامه که جسته گريخته پخش مي شود اختصاص به معرفي مکان هاي گردشگري دارد که چون همراه با فرهنگ سازي نيست مخرب تلقي مي شود. به طور مثال چندي پيش در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران برنامه اي در خصوص معرفي سوسن چلچراغ که يک اثر ملي طبيعي است پخش شد بدون آن که درباره فرهنگ بازديد از اين اثر صحبتي شود و نتيجه آن شد که آن قدر گردشگر براي ديدن اين گل به منطقه رفت که هنگام شب جز تلي از زباله و لطماتي که به اين گياه وارد شد چيزي عايد اهالي روستاي داماش گيلان نشد. گردشگري در عين سادگي صنعت بسيار دقيقي است و اگر در محاسبات خود يک مورد را ناديده بگيريد نتيجه عکس خواهيد گرفت. براي ارتقاي فرهنگ گردشگري بايد در رسانه ها، تلويزيون و سايت ها مرتبا از کارشناسان واقعي اين رشته براي صحبت با مردم و ارائه راهکارهاي رفتار با طبيعت، آثار تاريخي و ... استفاده شود و در گام هاي زيربنايي نيز بايد فرهنگ گردشگري از دوره ابتدايي در تمامي مقاطع براي دانش آموزان تدريس شود تا عشق به جاذبه هاي تاريخي و طبيعي به صورت فرهنگ براي آنان درآيد.
عدم بازسازي مکان هاي توريستي و يا از بين بردن آثار چه تبعاتي دارد؟
بايد دقت کنيم که منابع گردشگري با جاذبه هاي گردشگري تفاوت زيادي دارند. اگر پل، قلعه، آبشار يا اثري از تاريخ يا طبيعت به ما رسيده ما نبايد به آن بگوييم جاذبه گردشگري تا زماني که واقعا اين اثر به جاذبه تبديل شود. امروزه هيچ گردشگري در جهان براي ديدن يک قلعه شکسته يا اقامت در هتل پنج ستاره سفر نمي کند بلکه جاذبه کردن آن منابع مي تواند باعث کنجکاوي و حضور گردشگران در مقصد باشد. بسيار طبيعي است که شما اگر بهترين اثر جهان را داشته باشيد ولي امکانات و خدمات بهداشتي و غذايي مطلوب نداشته باشيد خاطره خوبي از سفر در ذهن گردشگران باقي نخواهد ماند و گردشگران رغبتي براي بازديد مجدد يا معرفي آن اثر به دوستان خود نخواهند داشت. عدم توجه به منابع گردشگري در راستاي تبديل به جاذبه نمودن آنها و يا بي توجهي به جاذبه هاي بزرگ کشورمان بي توجهي به فرهنگ، تاريخ و هويت ماست و کم ترين اثر آن بي ارزش شدن تک تک شهروندان ايراني در ديد ساير ملل است. در يک مثال ساده ديگر اگر به خانه شما ميهمان بيايد و ببيند شما در جاي کثيف و نامطلوب زندگي مي کنيد و مدام با هم دعوا مي کنيد و توجهي به محل زندگي خود و اسباب و اثاثيه خود نداريد کم ترين کاري که مي کند اين است که مکان را ترک مي کند و ديگر با شما مراوده اي نخواهد داشت. عدم توجه به مکان هاي توريستي يا از بين بردن آن دقيقا چنين پيامدي خواهد داشت.